|
خودمانی نوشته شده توسط ستاره شب در 88/02/15 ساعت 19:54 موضوع عکس و مطالب عاشقانه | لینک ثابت
الهی + نوشته شده در چهارشنبه سی ام اردیبهشت 1388 11:36 توسط ابراهیم |
+ نوشته شده در چهارشنبه سی ام اردیبهشت 1388 11:36 توسط ابراهیم |
تو مثل راز پاییزی و من رنگ زمستانم
+ نوشته شده در چهارشنبه سی ام اردیبهشت 1388 11:31 توسط ابراهیم |
چشم، چشم، دو ابرو، نگاه من به هرسو پس چرا نیستی پیشم، نگاه خیس تو کو گوش گوش دوتا گوش، دودست بازیه آغوش بیا بگیر قلبمو، یادم تو را فراموش چوب، چوب، یه گردن، جایی نری تو بی من دق میکنم میمیرم، اگه دور بشی از من دست، دست، دو تا پا، یاد تو مونده اینجا یادت میاد که گفتی بی تو نمیرم هیچ جا من، من، یه عاشق، همون مجنون سابق من، من، یه عاشق، همون مجنون سابق + نوشته شده در چهارشنبه سی ام اردیبهشت 1388 11:27 توسط ابراهیم |
گفتمش بی تو چه باید کرد؟ عکس رخساره ی ماهش را داد گفتمش همدم شب هایم کو؟ تاری از زلف سیاهش را داد وقت رفتن همه را می بوسید به من از دور نگاهش را داد یادگاری به همه داد و به من انتظار سر راهش را داد + نوشته شده در چهارشنبه سی ام اردیبهشت 1388 11:26 توسط ابراهیم |
میدونی طاقت جدایی رو ندارم
میخوامکه نری تو از کنارم ازت زیاد خاطره دارم میخوام اسم تو من نفس بذارم ازتو بگم در سایه سارم هر جابری من دوستت میدارم از عاشقای این دیارم به یاد شبای زیر بارون که خیس میشد تمامسرا پامون شبا همش من خواب تو را می بینم بین هفت تا آسمون رو زمینم میدونی طاقت جدایی روندارم با تو مثل صد تا بهارم + نوشته شده در چهارشنبه سی ام اردیبهشت 1388 11:24 توسط ابراهیم |
|
| |||||